پایگاه اینترنتی مذهبی مادحین
گوش دهید
حاج مهدی خادم آذریان - روضه حضرت ابوالفضل (ع)
00:00 00:00
برترین محصولات فروشگاه
اطلاعيه مهم سايت :
اولین سایت مذهبی دارای نماد اعتماد عضويت در خبرنامه مادحين

هزاران سال پیش ، در شهر حیره ، در سرزمین بین النهرین ، جوانی رشید و برومند به نام « ابراهیم » به ماه و خورشید و ستاره پرستان چیزی گفت که هنوز هم جان را شیفته و قلب را مجذوب می کند .

« من هرچه را که افول کند و پایان پذیرد دوست ندارم »

این جوان در نوجوانی نیز به گونه ای دیگر فکر خود را به دیگران ابراز کرده بود .

اوکه در آن روز ها « تصمیم خود را گرفته » و عزم را جزم کرده بود تا زندگی خود را بر پایه ی عشق به خدای یکتا بنا کند و دل به آن محبوب لایزال ببندد ، سرپرست و عموی خود « آزر»را از بت پرستی و ساختن بت ها بر حذر داشت ، به بتخانه ی نمرودیان درآمد و بدون ترس از آتش خشم نمرود ، تمام بت ها ، به جز بت بزرگ را شکست و آنان را به نا توانی بت ها آگاه کرد. پس از آن که آتش بزرگ نمرود بر او گلستان شد ، از شهر نمرودیان ، « بابل» هجرت کرد و برای اقدامی به عظمت تمام تاریخ ، رهسپار سرزمین های دور شد.

او تنهای نها گام در بیکرانه ی صحرا گذارد ، بیابان ها ، دره ها ، کوه ها ، دشت ها را پیمود تا به سرزمین فلسطین رسید . سالیانی دراز مردم را به بندگی خدای یگانه فرا خواند و درخت توحید را در این سرزمین تناور نمود.

پس از سال ها درنگ در فلسطین ، به فرمان خداوند ، عازم سرزمین مکه شد و با گذر از بیابان وسیع عربستان و تحمل سختی های فراوان به ودای مکه رسید و پس از سال ها خانه ی خدا را تجدید بنا کرد و آن جا را مرکز توحید قرار داد.

وقتی گرد پیری بر چهره اش نشسته و به دیوار کعبه تکیه داده بود ، شادابی و آرامش و رضایت به خوبی در نگاهش هویدا بود.

گویا به روشنی می دید که نسل فرزندش اسحاق ، پیام آوران بزرگی چون موسی و عیسی ظهور کرده ان و آیین او را به دیگر جهانیان رسانده اند و از ذریه ی فرزند دیگرش اسماعیل ، پیامبری بزرگ به نام « محمد » آمده است و توحید را تا دوردست های کره ی خاک گسترش داده است.

به یاد آن تصمیم در نوجوانی می افتاد و خاطرات پر فراز و نشیب یک زندگی طولانی را از نظر می گذراند و از پایداری ها و موفقیت های خود شادمان می شد ، اما از غرور در او خبری نبود . اکنون او نیز « محبوب » خدا شده بود ؛ خداوند او را « دوست خود » می خواند و با او نجوا می کرد . آیا لذتی بالا تر از این هست که خداوند به انسانی بگوید : « من تو را دوست دارم » ؟!

چه زندگی موفقیت آمیزی ! چه عزیم قوی و چه اراده ی محکمی ! چه سرمشق زیبایی ! اکنون نوبت ماست . لحظه ای درنگ ، اندکی تامل با خود ؛ آیا هر یک از ما نمی توانیم نسبت به خودمان در تصمیم بزرگ ابراهیم شریک بشویم؟

چرا می توانیم ! پس ای خدای مهربان ! به ما کمک کن تا در کوتاه ترین زمان ممکن بهترین تصمیم زندگی مان را بگیریم..

  • تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 خرداد 1394
  • تعداد بازدید : 767 بار
هر ایرانی یک سامانه پیامکی

 

  • ثبت نام و گرفتن پنل کاملا آنلاین می باشد.
  • عدم نیاز به خرید شماره اختصاصی
  • امکان دریافت اس ام اس
  • تعریف گروه های دفترچه تلفن و مخاطب برای هر گروه
  • برگزاری نظر سنجی اس ام اس
  • برگزاری مسابقات و قرعه کشی اتوماتیک
  • سازگاری کامل با زبان فارسی

 .